اثرات طلاق

اثرات طلاق

طلاق به معنی پایان قانونی ازدواج و جدا شدن همسران از یکدیگر است. طلاق معمولاً وقتی اتفاق می‌افتد که استحکام رابطه زناشویی از بین می‌رود و میان زوجین ناسازگاری و تنش وجود دارد. طلاق اجتماعی، تغییرات در دوستی‌ها و سایر روابط اجتماعی است که مرد یا زن طلاق گرفته با آن‌ها سر و کار دارد. طلاق روانی، موقعیتی است که از طریق آن فرد پیوندهای وابستگی عاطفی به همسرش را قطع کند و به تنها زیستن تن دردهد.

آثار طلاق

نبود ناگهانی همسر ممکن است احساس اضطراب یا هراس ایجاد کند؛ هر چند برخی نیز ممکن است پس از طلاق احساس خوشحالی داشته باشند. معمولاً زنان از طلاق بیش از مردان از نظر اقتصادی زیان می‌بینند، اما فرآیندهای سازگاری روانی و اجتماعی برای مردان و زنان تفاوت چندانی ندارد. بعضی از مردان و زنان ممکن است پس از طلاق به ازدواج مجدد تن در دهند. زنان مطلقه هم نهایتا چهار تا پنج سال تمام نیازهای عاطفی و جنسی خود را سرکوب کنند اما تا آخر عمر که قادر به این سرکوب کردن نیستند. از طرف دیگر، امکان ازدواجی هم برای خود نمی‌بینند. در نتیجه این نیازها از آنان زنانی را می‌سازد که متاسفانه در رابطه‌های مکرر قرار می‌گیرند و معشوقه مردان متأهل می‌شوند. به این ترتیب، زمینه اخلاقی جامعه متزلزل می‌شود و خیانت به همسر، پدیدهای می‌شود که بالاترین آمار علت طلاق را به خود اختصاص می‌دهد؛

البته زنان مطلقه معمولا در ابتدا به شدت در مقابل این فشارها مقاومت می‌کنند و آسیب هم می‌بینند. اما وقتی می‌بینند این یک داستان غیرقابل حل است و ازدواجی هم صورت نمی‌گیرد، کم‌کم به این روابط تن می‌دهند و معشوقه مردان متاهل می‌شوندو… بعد هم اسیر دل بستنها و دل کندنهای متعدد می‌شوند.

بعد از یک مدتی که اهدافی حل و فصل شد، مرد سرد می‌شود و حالا زن مطلقه باید دنبال او بدود. بعد آبروریزی می‌شود و زن باید دل بکند. دل کندن باعث افسردگی می‌شود، افسردگی بیمارش می‌کند، جوان امرزوین آموزش دیده است و شغل خود را نیز بر اساس تخصص و دانشی که نظام آموزشی در اختیار او قرار داده انتخاب می‌کند. او دیگر نیازی به آموزش از پدر یا ادامه راه او نمی‌بیند و همین مسئله وی را آماده ترک خانه پدری و استقلال از خانواده والدینی‌اش می‌کند. اتفاق بد دیگر این است که بعد از طلاق مجبور است به خانه پدرش برگردد و از این به بعد سایه و نفس کشیدنش هم شماره و ارزیابی می‌شود و باید حساب و کتاب پس دهد. در حالیکه او دیگر آن دختر قدیم نیست. یا مجبور است خانه‌های مستقل بگیرد. در این حالت یا درآمد کافی دارد که فقط مسائل اجتماعی گریبانگیرش می‌شود یا مشکلات مالی هم دارد. قبلا تحت تکفل همسر بوده و حالا برای حفظ استقلال و برای اینکه نمی‌خواهد بار شکست را با رفتن به خانه پدر مضاعف کند، با پول مهریه خانه‌ای اجاره می‌کند، اما به‌دلیل بیکاری و مشکلات مالی مجبور می‌شود تن به رابطه دهد. اولین حادثه هم این است که در ابتدا به زن مطلقه نمیگویند، می‌خواهیم با تو رابطه برقرار کنیم. اول او را تحت فشار قرار می‌دهند تا بعد خودشان نقش منجی را بازی کنند. نکته بعد این است که مگر همیشه می‌توانیم از نو زندگیمان را شروع کنیم؟! مگر همه آن نیروها، انگیزه‌ها و موقعیتهای قبلی را داریم که بتوانیم زندگی را از نو شروع کنیم؟! واقعیت این است که چنین نیست.

طلاق و کودکان

کودکانی که والدینشان از ازدواج خود راضی نیستند اما با هم زندگی می‌کنند، ممکن است تحت‌تأثیر تنش ناشی از روابط آن‌ها به اضطراب یا افسردگی مبتلا شوند. کودکان پس از جدایی پدر و مادرشان نیز به اضطراب عاطفی…

                  این مقاله در ۳۶صفحه و به قیمت۶۰۰۰ تومان می باشد.

                      شما می توانید از لینک ذیل اقدام به خرید و دریافت مقاله کنید

برای خرید این مقاله اینجا را کلیک کنید و اطلاعات خرید را تکمیل نمایید

افزودن یک نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

راه اندازی شده توسط همیار وردپرس