مقاله جهانی شدن

مفهوم جهانی شدن (globalization) گستره ی وسیعی از روندهای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی را دربر می گیرد. امروزه “جهانی شدن” به یکی از واژگان کلیدی بحث های سیاسی و آکادمیک بدل شده است. در بحث های مردم پسند، اغلب جهانی شدن به  این معانی است: دنبال کردن سیاست های  لیبرال کلاسیک  در عالم اقتصاد (یا “بازار آزاد”)، تکثیر فنآوری های جدید اطلاعاتی (“انقلاب اینترنتی”)، و نیز این انگاره که بشریت در آستانه ی تحقق جامعه ی واحدی  قرار دارد. جامعه ای که در آن موجبات عمده ی تنش های اجتماعی رخت بر می بندند (“همبستگی جهانی”).  خوشبختانه، امروزه نظریه پردازان اجتماعی مفهوم دقیق تری از جهانی شدن ارائه نموده اند. اگرچه اختلاف نظرهای عمده ی  میان شرکت کنندگان در بحث مداوم جهانی شدن همچنان باقی است،  اما اغلب نظریه پردازان اجتماعی معاصر این دیدگاه را می پذیرند که جهانی شدن راجع به تغییرات بنیادی در نمایه (contour) های فضایی و زمانی حیات اجتماعی است. تغییراتی که به موجب آنها اهمیت فضا یا قلمرو تحت شعاع شتاب فزاینده ی ساختار زمانی شیوه های اصلی فعالیت بشر قرار گرفته است. امروزه فاصله ی جغرافیایی عموماً با مقیاس زمانی سنجیده می شود. با کاهش زمال لازم برای برقراری ارتباط میان دو نقطه ی جغرافیایی دور از هم، فاصله یا فضا فشرده یا “نابود” می شود.  تجربه ی آدمی از فضا، بسیار به ساختار زمانی فعالیت هایی وابسته است که به واسطه ی آنها فضا را تجربه می کنیم. تغییر زمانمندی های فعالیت بشر به ناگزیر تجربه ی دیگرگونه ای از فضا یا قلمرو ایجاد می کند.  در مورد اینکه دقیقاً چه عواملی موجب جابجایی های اخیر در نمایه های  حیات بشر شده اند، میان نظریه پردازان جهانی شدن اختلاف نظر وجود دارد. با این حال، عموماً می پذیرند که تغییر تجربه ی آدمیان از فضا و زمان، در بسیاری از حیطه های زندگانی اهمیت مرزهای محلی و حتی ملی را زایل می کند.  از آنجا که جهانی شدن پیامدهایی درازدامنه ای درتقریباً همه ی جنبه های حیات بشری دارد، نیاز به بازاندیشی پرسش های نظریه ی سیاسی هنجاری  را ناگزیر می سازد.

.  جهانی شدن در تاریخ اندیشه

واژه ی جهانی ش تنها ظرف دو دهه ی اخیر  رواج عام یافته است. اما مفسران دانشگاهی که از دهه ی ۱۹۷۰ این واژه را به کار گرفتند اهمیت آن را به فراست دریافتند (مودلسکی، ۱۹۷۲). با این حال، دست کم از آغاز ابداع سرمایه داری صنعتی، گفتمان روشنفکری مملو از اشاره به پدیده هایی بوده که به طور چشمگیری مشابه با پدیده های مورد توجه نظریه پردازان متأخر جهانی شدن هستند. فلسفه، ادبیات، و تقریظ های اجتماعی قرن نوزدهم و بیستم آکنده از ارجاع  به آگاهی از تجربه ی نوپدیدی از فاصله و فضاست. با ظهور اَشکال سریع حمل و نقل (مانند راه آهن و مسافرت هوایی)  و ارتباطات (تلگراف یا تلفن) که امکان تماس آدمیان را از خلال تقسیمات جغرافیایی و سیاسی به طرز شگرفی سرعت بخشیده اند، این تجربه به ناگزیر دستخوش تغییر شده است (هاروی،  ۱۹۸۹؛ کِرن، ۱۹۸۳). بسی قبل از آن که اصطلاح جهانی شدن در بحث های عمومی و دانشگاهی متأخر مطرح شود، ظهور صور سریع  کنش اجتماعی موجب شد تا بسیاری کسان درباره ی فشرده شدن فضا به اظهار نظر بپردازند.

 

یک روزنامه نگار انگلیسی به سال ۱۸۳۹ تصور خود را ازاثر مسافرت با قطار بر حس فاصله چنین بیان می کند: “گستره ی کشورمان، چنان که پیش تر بود، نابود می شود. اندازه اش آن قدر آب می رود تا آنکه بیش از یک کلان شهر نباشد” (هاروی، ۱۹۹۶: ۲۴۲). چند سال بعد، هاینریش هاینه…

این مقاله در ۲۳صفحه و به قیمت ۴۵۰۰تومان می باشد.

برای خرید و دانلود مقاله می توانید از لینک زیر اقدام کنید

برای خرید این مقاله اینجا را کلیک کنید و اطلاعات خرید را تکمیل نمایید

افزودن یک نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

راه اندازی شده توسط همیار وردپرس