مقاله اخلاق و سیره نبوی

این مقاله در ۳۵ صفحه و به قیمت ۶۰۰۰ تومان می باشد.پیروان مکتب مادی انسانی- یعنی آن مکتبی که انسان را مادی محض می‌‌داند- در مورد انسان به روح و این جور مسائل معتقد نیستند .
از جمله این افرادنیچه است. نیچه یک فیلسوف مادی است در نتیجه‌گیریهاش هم در مورد انسان کاملاً براساس همین فلسفه خودش نتیجه‌گیری کرده است.
می‌گوید: آنچه را که به نام «اخلاق» می‌گویند همه را بر یزید دور. اگر تاکنون همه اخلاقیون دنیا آمده‌اند گفته‌اند که دنبال هوای نفس نروید من می‌گویم بروید، چرا نروید؟!
اگر همه اخلاقیون دنیا آمده‌اند گفته‌اند به کمک ضعیف نشتابید و به جنگ قوی که به ضعیف تجاوز می‌کند بشتابید من می‌گویم برعکس اگر ضعیفی را دیدید،شما هم حق او را پایمال کنید .

طبیعت همان طور که تاکنون سیر کرده همان درست است. یک عده ضعیف شده‌اند یک عده قوی، آنکه ضعیف شده به حکم طبیعت محکوم به فناست. به حکم اخلاق هم باید محکوم به فنا باشد. ترحم یعنی چه! ترحم ضعف است. ایثار یعنی چه؟
این است که تمام ارزشهای انسانی را نفی کرده است. و به حق اگر ما در باب انسان،انسان را موجودی صددرصد مادی بدانیم راهی جز نفی کردن اینها نیست یعنی آنچه که ما به نام انسانیت و گرایشهای انسانی و مقدسات انسانی می‌نامیم، همه موهوم و بی‌اساس است.
از یکطرف ماترلیسیم انسانی قائل شدن و از طرف دیگر دم از انسانیت و ارزشهای انسانی زدن تناقض است و قابل توجیه نیست.

یک فصل دیگر هم در اسلام هست که آن نیز ایجاب می‏کند که از اهمیت دادن به مادیات کاسته شود و آن فصل تربیت و اخلاق است .
این قسمت را سایر مکاتب تربیتی هم قبول دارند که برای تربیت اجتماعی‏ بشر و برای آمادگی بشر برای زندگی اجتماعی باید کاری کرد که افراد هدف و ایده‏آل معنوی داشته باشند و به مادیات حرص نورزند . آتش حرص و طمع هر اندازه تیزتر بشود موجب عمران و آبادی اجتماع که نمی شود سهل است ، موجب خرابی و ویرانی اجتماع هم می‏گردد .
از نظر سعادت یک فرد هم هر چند نباید افراط کرد و مانند برخی از فلاسفه گفت که سعادت و خوشی در ترک همه چیز است ، اما بدو ن شک طبع‏ مستغنی و بی اعتنا یکی از شرایط اولیه سعادت است .
اینجا به یک توضیح دیگر نیازمندیم . ممکن است کسی تصور کند که از آنچه گفتیم که منظور جلوگیری از انحصار و محدود شدن علایق بشر به مادیات‏ است ، این توهم پدید آید که باید هم خدا را دوست داشت و هم دنیا را ، هم ماده را کمال مطلوب قرارداد و هم معنی‏ را ، یعنی نوعی شرک . خیر ، منظور این نیست .
منظور این است که انسان‏ یک سلسله عواطف و دلبستگیهای طبیعی به اشیاء دارد که اینها براساس‏ حکمتهایی در انسان آفریده شده و همه انبیاء و اولیاء از این گونه عواطف‏ بهره‏مند بوده‏اند و خداوند را بر آنها شکر می‏کرده‏اند ، و اینها نه قطع‏ شدنی است و نه فرضا قطع شدنی باشد ، خوب است که…

 

 

افزودن یک نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

راه اندازی شده توسط همیار وردپرس